کسب و کارهای جدید ثمره ی شبکه های اعتمادی یا اجتماعی

چند روز پیش ویدیویی را در TED تماشا کردم از ریچل بوتسمن با موضوع ارزشهای اقتصادی جدید مبتنی بر اعتماد.

او در این ویدئو با ذکر مثالهای متعدد از تاثیر اعتماد بین کسانی که می خواهند کسب و کاری را در محیط فضای مجازی ایجاد کنند، سخن می گوید. در اولین مثال از سبک جدید پذیرش توریست در شهرهای فرانسه خصوصا پاریس آماری را ارائه می کند. به گفته ی او در سالهای اخیر تعداد کسانی که خانه های خود یا بخشی از خانه ی خود را برای اجاره از طریق فضای مجازی در اختیار توریستها قرار می دهند به نحو چشم گیری افزایش یافته است.

اینکه تو از سرمایه ای بنام خانه که در اختیارت است برای کسب درآمد استفاده کنی به خودی خود هیجان آور است چه رسد به اینکه میهمانانی از نقاط مختلف دنیا به تو مراجعه کرده و تو لذت میزبانی این افراد را در کنار پولی که از این راه بدست می آوری با هم داشته باشی. اولین چالشی که در این راه خود را به رخ می کشد این است که من چگونه به این میهمانان غریبه که فقط از طریق اینترنت با من ارتباط داشته اند اعتماد کنم؟

برای پاسخ به این سوال ممکن است افرادی که تجربه ی اینکار را داشته اند پاسخ قانع کننده‍‍ای نداشته باشند خصوصا زمانی که تهدیدهای امنیتی امروزه بیش از هر زمان دیگری جوامع توسعه یافته را فراگرفته است. اما به گواهی آمار می توان گفت این رویه و روند رشد آن ثابت می کند که اعتماد اجتماعی به شدت در پیشرفت این ایده کارساز می باشد.

حتی ریچل از اصطلاح شبکه های اعتمادی بجای شبکه های اجتماعی نام می برد. در مثال دیگری او از کسب و کار دیگری نام می برد که در آن زنان لباسهای خود را که معمولا در میهمانیها پوشیده و به علت روحیه تنوع طلبی خاص زنان مایل نیستند دوباره از آنها در میهمانی دیگری استفاده کنند از طریق شبکه‍ای اجتماعی برای استفاده‍ی زنان دیگر به اشتراک می‍گذارند. کسانی که عضو این شبکه هستند برای استفاده از لباسها نیازی به پرداختهای کلان ندارند و با صرف هزینه ای اندک می توانند تا سه لباس را برای کرایه انتخاب و تحویل بگیرند. البته ملاحضات بهداشتی، شستشو و بسته بندی در میزان موفقیت این طرح قابل ذکر است. کار به اینجا ختم نمی شود در کسب دیگر حتی می توان حیوانات خانگی را به اشتراک گذاشت. در این رابطه می توان سگ یا هر حیوان خانگی دیگر را به مدت مشخص و با پرداخت هزینه ای اندک در اختیار گرفت. در آخرین مثالی که ریچل می زند داستان فردی را بازگو می کند که کارمند خدماتی شرکتی بوده که بنا بدلایلی الان بیکار شده است. او به منظور استفاده از تخصصهای نسبتا زیادی که در این مدت کسب کرده است در سایتی خود را برای انجام کارهای کوچکی در هر خانه ای وجود دارد کاندید می کند. کسانی که عضو این سایت هستند به علت مشغله های روزمره قادر به انجام این امور نبوده و در نتیجه انجام این کارها را به فضای مجازی می سپارند. نوعی مناقصه برای انجام کار توسط کسانی که وقت و تخصص خود را به مزایده گذاشته اند. به این ترتیب بین دارندگان کار و صاحبان تخصص توسط سایت مذکور ارتباط ایجاد می شود. موضوع به همین سادگی است. حالا کارگر داستان ما درآمدی به مراتب بیشتر از زمانی که بصورت تمام وقت در شرکت قبلی اش بدست می آورد را کاسب می شود. این مثالها از قابلیتهای فضای مجازی و تکنولوژی ارتباطات سخن می گوید. در همین کشور خودمان خیلی زمانی زیادی از راه اندازی سرویسهای مبتنی بر فناوری هوشمند نگذشته است. فروشگاههای اینترنتی، تاکسی های اینترنتی، پیکهای حمل بار، اشپزخانه های مبتنی بر اپلیکیشن و …. . همه ی این کسب و کارها در یک چیز اشتراک دارند و آن استفاده از اعتماد متقابل بین افراد است. دیگر زمانی که تو فقط به کسی که با او ارتباط نزدیک داشتی بده و بستان می کردی سپری شده است. نوع دیگری از اعتماد در حال شکل گیری است. اعتماد اجتماعی و راهی که این اعتماد برای رفع نیازهای بین انسانها گشوده است. اصولا این اعتماد بر مبنا قراردادهایی اتفاق می افتد که نمونه‍ی قدیمی آن به خلق پول ختم شد. آنجایی که سکه های ضرب شده در امپراتوری روم در بازارهای چین هم برای داد و ستد استفاده می شد. به تدریج بانکداری و استفاده از حواله‍های بانکی و در نهایت چاپ این رسیدها به نام اسکناس بر مبنای همین اعتماد شکل گرفت. در ادامه شبکه‍های بین بانکی در داخل کشورها و حتی بین کشورهای دیگر فرصتهای جدید تجارت را ایجاد کرد. امروزه نمی توان داد و ستد را بدون استفاده از این شبکه های مالی و اعتباری که بدون حمل و نقل فیزیکی پول که آن هم یک کاغذ ساده‍ی چاپ شده بیشتر نیست متصور شد. به همین سادگی دنیا در حال نزدیکی و همگرایی بیشتر جوامع با هم است و عدم استفاده از فرصتهای پیش رو باعث می شود که روز بروز مانند افرادی که بیسواد هستند و در مقابل کوه عظیمی از اطلاعات قرار گرفته و نمی توانند از آن استفاده کنند به واپسگرایی و عدم پیشرفت محکوم خواهیم شد. پس اعتماد اجتماعی باعث ایجاد اعتباری می شود که این اعتبار می تواند رشد و توسعه را ایجاد کند. همه‍ی این پیشرفتها در صورتی که نخواهیم از اعتماد بین افراد بهره‍مند شویم به سرعت از بین می‍رود. اعتماد اجتماعی سرمایه‍ای است که در صورت خدشه وارد شدن به آن اثرات بسیار مخرب و ویرانگری را در جوامع ایجاد خواهد کرد. هنوز یادمان نرفته است بلاهایی را که بی اعتمادی می تواند بر سر اقتصاد یک کشور بیاورد. کاهش شدید ارزش پول ملی یک دلیلش می تواند همین بی اعتمادی باشد. بی اعتمادی بین افراد و سطوح مختلف جامعه و بی اعتمادی بین مردم و نهاد دولت. هر دوی این عدم اعتماد به اندازه‍ ی خودش مخرب خواهد بود.      

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *