کتاب افسانه سیزیف

این کتاب را به پیشنهاد یکی از دوستان نادیده ام در یک وبلاگ انتخاب کردم. با مراجعه به کتابخانه استاد دهگان نسخه ای از آن را با ترجمه دکتر محمود سلطانیه پیدا کرده و به امانت گرفتم. این کتاب نوشته ی آلبر کامو نویسنده ی شهیر فرانسوی است. کتابی در خصوص فلسفه و البته با موضوع پوچی انسان در دنیای مدرنیته. او در این کتاب به نظرات صاحب نظران پیش از خود مانند نیچه، هایدگر، شوپنهاور و … ارجاع می دهد. او در این کتاب به سرگردانی انسان در عصر مدرنیته اشاره می کند. انسانی که در این عصر به همه چیز دست پیدا کرده اما در نهایت دچار پوچی می شود. حدود دو فصل از این کتاب را خوانده ام اما درک آن برایم خیلی سخت است. فکر کنم این نفهمیدن از ترجمه ی آن باشد. ترجمه ای که جملات آن روان نیست و فهمیدن آن کار هر کسی نیست. با همه ی این اوصاف فکر نکنم متن اصلی به این دشواری باشد. شاید هم دلیل نفهمیدن آن عدم تمرکز من به دلیل شلوغی محیطی باشد که در آن مطالعه می کردم.

اما سیزیف در اساطیر یونان بخاطر فاش کردن راز خدایگان محکوم شد تا تخته سنگی را به دوش گرفته و تا قله یک کوه حمل کند، اما همین که به قله می‌رسد، سنگ به پایین می‌غلتد و سیزیف باید دوباره این کار را انجام دهد.کامو می‌گوید پیروزی وی در آگاهی است +

اما به نظر من این کار تکراری و بیهوده نمادی از پوچی زندگی انسان عصر حاضر است. انسانی که صبح از خواب بر می خیزد و کارهایی تکراری را بدون هدف انجام می دهد و برای آن هیچ هدفی را متصور نمی شود. دوباره و دوباره کارهای تکراری را انجام می دهد و برای آن نمی تواند هدف مشخصی را عنوان کند. چقدر انسانها در این دوران گرفتار بیهودگی شده اند؟ سوالی که در همه ی جوامع خصوصا از نوع پیشرفته ی آن پرسیده می شود که این زندگی چه مفهومی دارد؟ و در پاسخ جواب قانع کننده ای وجود ندارد. جوابی که در آن انسان بتواند به مفهوم والایی از زندگی اشاره کند و برای کارهای خود دلیلی داشته باشد. اینگونه است که در این جوامع انسانها به مرحله ای می رسند که تصمیم به رهایی از این پوچی گرفته و در نهایت دست به خودکشی می زنند. آمار بالای خودکشی در جوامع نسبتا مرفهی مانند ژاپن و کشورهای اسکاندیناوی نشان دهنده ی همین بی معنی بودن زندگی در انسانهای مدرن است. البته من هنوز این کتاب را تمام نکرده ام و در ادامه بیشتر درباره ی آن خواهم نوشت.

اما با دقت در جامعه ی در حال گذار ایران هم می توان به نمونه هایی از این پوچی دست پیدا کرد. مثلا بخشی از  آمار بالای طلاق بین زوجهای جوان را می توان به این پوچی نسبت داد. در پاسخ به سوالی که از این زوجهای در خصوص دلایل طلاق پرسیده می شود دلایل قانع کننده کمتر مطرح می شود.

اینکه جوانان آرامش را در غیر حضور هم جستجو می کنند بجای اینکه به دنبال بجای آرامش در حضور هم باشند. اینگونه می شود که روابط با غیر جایگزین روابط با همدیگر شده و ارتباطات کلامی جای خود را به حضور در شبکه های مجازی و فضاهای غیر واقعی می دهد.آنها به دنبال خوشبختی در دنیای بیرون می گردند اما غافل از اینکه خوشبختی فقط در درون هر فردممکن است پیدا شود و این یک امر درونی است و نمی توان جایی بجز درون به دنبال آن بود.

داستان گم شدن انگشتری ملانصرالدین در خانه ی تاریک و جستجوی آن در بیرون از منزل زیر نور چراغ خود بسادگی این سرگشتگی را نشان می دهد. انسان سرگشته ی عصر حاضر بجای اینکه نوری در درون تاریک خود بتاباند تا آن را روشن کند به دنبال نورهایی بیرون از خود می رود و اینگونه دنبال گمشده های خود در جایی غیر از درون خود است.

پی نوشت : زینب خانم رمضانی مطلبی دارد در چگونگی کتابخوانی که فکر می کنم برای افرادی مثل من می تواند راهگشا باشد.

شرکتهای موفق، خود را به مشتری نزدیک نگه می‌دارند

یکی از راهکارهای افزایش درآمد استفاده از روشهایی است که مشتری را نگه می دارد. در این روشها برخورد با مشتری  و ارائه خدمات به او به گونه ای صورت می گیرد که ارتباط او با بنگاه اقتصادی حفظ شده و حتی توسعه می یابد. مثالی که می توان برای این مورد بیان کرد را در خریدی که من چند سال پیش از زاگرس پوش انجام دادم مشاهده کرد. این شرکت در تهیه و توزیع پوشاک فعالیت دارد و سعی می کند بخشی از این بازار را به خود اختصاص دهد. از آنجاییکه این بازار به شدت رقابتی است بجز روشهای معمول در بازاریابی و فروش باید به روشهایی همت گماشت که با استفاده از آن بتوان مشتریهایی را که به سراغ تو آمده اند حفظ کرد و برای خریدهای مجدد ترغیب نمود. در روش زاگرس پوش که از سوی شرکتهایی مانند هاکوپیان هم در حال انجام است شماره ای موبایل مشتری اخذ می شود و برای ارتباطات بعدی از آن استفاده می شود. در مناسبتهای مختلف از سوی شرکت به مشتری پیامهایی ارسال می شود. در این پیامها، تبریک ایام سال یا تبریک سالروز تولد شخص درج می شود. خبرهایی برای حراج های فصلی و تخفیفات ویژه و خلاصه اخبار مورد توجه مشتریان برای آنها ارسال می شود. اینگونه خریدار احساس می کند از سوی فروشنده فراموش نشده و بین آنها ارتباطی برقرار می شود. این روش هرچند بصورت ناقص می تواند باعث شود که در ناخودآگاه مشتری توجه به فروشنده ی محصول و صاحب خدمت حفظ شده و در صورت نیاز به محصولی که توسط این فروشنده قابل ارائه است به سرعت در ذهن خریدار تصویر فروشنده تداعی شود. البته روشهای دیگری می توان برای ایجاد و حفظ ارتباط با مشتری در نظر گرفت که معمولا در ایران کاربرد چندانی ندارد. مانند ارسال مرسولات پستی به آدرس خریدار که امروزه به دلیل کاهش رغبت به ارسال و مراسلات پستی و غیر پستی کاربرد کمتری دارد.